تعادل بین عرضه و تقاضای برق درتمام زمانها ضروری است تا ثبات و پایداری بازار تضمین شود. این كار به دو شیوه – چه از طریق مدیریت سمت عرضه و اضافه كردن سطح تولید هنگام بالا بودن تقاضا یا با مدیریت سمت تقاضا (DSM) با محدود كردن مصرف هنگام كاهش عرضه- میسر است.
این مقاله به مزیتهای DSM به عنوان راهحلی هنگام كمبود عرضه و همچنین گزینهای به جای ساخت نیروگاههای جدید میپردازد.
بخش انرژی در سراسر جهان به دلیل مقرراتزدایی در معرض تغییراتی عظیم قرار گرفته و بازار گسترده جدیدی را میگشاید كه در آن عرضه و تقاضا در زمان بلادرنگ (real time) صورت میگیرد. كار این بخش دیگر محدود به كارخانههای تولید وسیستمهای انتقال و توزیع نیست. فناوری الكتریكی، بازار مقرراتزدایی شده را به چیزی متفاوت با بازارهای سنتی تبدیل كرده است. این بازار شامل عرضهكنندگان متفاوت، تنظیمكنندگان روابطقانونی، توزیعكنندگان و مصرفكنندگانی است كه از طریق شبكههای گسترده انتقال و توزیع تغذیه میشوند. قیمت برق در این بازار نوسانی است و با توجه به میزان عرضه در دسترس و تقاضا به شكل ساعتی تعیین میشود. وقتی بازار با كمبود عرضه روبرو باشد پایداری سیستم به خطر میافتد و منتهی به افزایش قیمتها با توجه به میزان بالای تقاضا میشود.
بازار امروز برای عملكرد موفق به دو عضو اصلی متكی است:
• فنی – مرتبط به پایداری عرضه
• اقتصادی- مربوط به قیمتهای با ثبات و مناسب
به این ترتیب برای ایجاد بازار موفق مقرراتزدایی شده هر دو عامل نقشی مهم و برابر ایفا میكنند. به لحاظ فنی، پایداری سیستم به هر قیمتی باید تامین شود تا از خاموشی جلوگیری شده و از لحاظ اقتصادی قیمت برق در تمام زمانها با ثبات و مناسب باشد. در نهایت این روش، متعادلسازی عرضه و تقاضا بر پایه زمان بلادرنگ با استفاده از فناوریهای نوآورانه و روشهای اقتصادی است.
●نقش DSM
همان طور كه گفته شد، تعادل بین عرضه و تقاضا بایستی همواره برقرار باشد تا ثبات و پایداری بازار تامین شود. این كار به دو طریق میسر است: یكی مدیریت سمت عرضه با استفاده از افزایش عرضه هنگام افزایش تقاضا و دیگری از طریق مدیریت سمت تقاضا (DSM) با محدود كردن عرضه هنگام كمبود آن است. مدیریت سمت عرضه در كوتاه مدت چندان موثر نیست زیرا (در صورت آماده بودن واحدهای خارج از مدار) راهاندازی به طول میانجامد و پاسخگوی فوری نیازها و تفاضای فزاینده نیست و درواقع با مدیریت سمت تقاضاست كه میتوان بلافاصله آن را پیاده كرد و تعادل اقتصادی را برقرار ساخت.
همواره یادآوری شده كه «برق صرفهجویی شده بیش از برق تولیدی ارزش دارد. یك واحد صرفهجویی شده از سوی مصرفكننده نهایی به اندازه ۱۰/۱ برابر برق صرفهجویی شده در محل تولید ارزش دارد و این اضافه ضریب به دلیل تلفات انتقال و توزیع است. هر برنامه و فناوری نیازمند مبنایی برای عملكرد خود است. بازار مقرراتزدایی شده مبنا و محل ترویج برنامههایی مثل DSM – به دلیل ساختار بازار- بوده و تعادلی قوی بین عرضه و تقاضا را برمبنای زمان بلادرنگ ایجاد میكند. DSM از طریق ابزار دیگر مثل «برنامههای واكنش تقاضا/بار» و «قیمتهای بلادرنگ واقعی بر مبنای زمان استفاده» ظرفیت ایجاد تعادلی كارآمدتر و بهنگامتر را نسبت به مدیریت سمت عرضه دارد. به علاوه ملاحظات زیستمحیطی مثل كاهش انتشار گازهای گلخانهای و حفظ محیطزیست نگرانی عمده این روزهای جهان آن هم در زمانی است كه بیشتر نیروگاهها منبع عمده آلودگی محیطزیست هستند و DSM این ظرفیت را دارد كه هدفهای حفظ محیطزیست را برآورده سازد.
●مزیتهای DSM